http://www.khormoa.persianblog.com/

با درود  فراوان

پیش از مطالعه این نوشتار لازم می داند به آگاهی برساند که در حال حاضر تعداد مکانهای که با نام خرم آباد نامیده می شوند بسیارند و افزون از یک مکان به این نام ، نامور شده اند . برخی از آنها نام مناطقی عمومی ، برخی  نام دهستان و ... . اما خرم آبادی که نام آنرا در اینجا بررسی می کنیم ، شهر خرم آباد و مرکز کنونی استان لرستان می باشد .

این نوشتار با بهره گیری از یادداشتی نگاشته شده بوسیله استاد امان الله قرشی (کتاب ایران نامک ، تهران ، پخش طهوری ، 1373 ، ص 320 ) مندرج در کتاب « تاریخ خرم آباد » نوشته آقای دکتر سید فرید قاسمی ، و شنیدهای بنده فراهم آمده است .

خرم آباد  نام رسمی و امروزی مرکز استان لرستان است . و اما دلیل این نام گذاری زمینه بررسی ما را  دربر میگیرد .

 

این نام پیوندی ، از دو واژه  ( خرم ) + ( آباد) ساخته شده است .

بخش نخست آن « خرم » :

در زبان پهلوی ( هورم  به کسر را و یا خورم ) به معنای ، شاد ، آباد ، خوش ، در آرامش و ....

 و امروزه نیز با معنی نزدیک به همان کاربرد را دراد

 

اما  بخش دیگر « آباد » :

که بصورت رسمی و امروزیش با به معنی خرم ، شاد ، خوش ، پررونق و ...  و تا حدی با همان خرم هم معنی است .

بنابر این می توان با افزودن یک (واو ) پیوند گفت که :

جا ، مکان ، محل و ... که خرم و آباد  باشد  .

این شاید برخی ساده پسندان را خوش آید  و با پذیرشش بسیار آسان از آن بگذرند . که خب اگر هدف ما از بررسی این نام همین بوده باشد که هر کودک 10 شهر هم می تواند بدون کمک گرفتن از کسی به این نتیجه برسد و نوشتن بنده هم کاری  بیهوده بوده است . و بازگویی آنچه که همگان دانند .

اما چیزی که جلوه گری می کند واژه « آباد» است که جدید است و از زمان اواخر ساسانیان در اسامی مرکبی همچون همین خرم آباد  آهسته آهسته معمول شده است و سپس در سدهای واپسین افزایش یافته و معمولا به انتهای یک نام خاص افزوده می شود  . در زمان ساسانیان چنین  بخشی و با اینچنین مفهومی واژه ( کرت / گرد )  مانند برو گرد ( بروجرد کنونی ) و پس از آن  به ندرت واژه ( خواست ) مانند شاپور خواست ، یزد خواست ، یزد کرت خواست  ) بوده است . تا اینکه واژه ( آپات -> آباد ) جایگزین آن شد و بهره گیری از آن به فزونی گذاشت به نحوی که دیگر با افزودن خارج از شیوه آن به انتهای بسیاری از اسامی،  کلماتی مانند مهرآباد و یا خیرآباد و... به وجود آمدند که بخش نخستین آنها نام شخص نبود .

 پس احتمال اینکه برخی از خرم آبادها دارای شکلی کهن تر و دیگری باشند و تنها درین دوره بوجود آمده باشند  و فقط در سده های اخیر به این صورت رسمی بوجود امده باشند ، کم نیست .

یک نکته دیگر که نباید فراموش کرد اینکه بسیاری از نامهی مکانها  ، اشخاص و ... برگردان به زبان فارسی برخی از واژه های محلی بوده اند ،  که بسیاری از این نامها در زمان برگدانده شدن به زبان فارسی مفهوم و معنی اصلی خود را از دست داده اند . چه بسیاراز نماهای را که نویسندگان بدون آشنایی لازم با زبان محلی به کلماتی با معنای متفاوت ولی با صدای یکسان تبدیل کرده اند . و یا  برخی از کلمات را که بنابر بر تفسیر خود نوشته اند.

و اما « آبادهای » نامهای مرکب نقاط مسکونی چندین مبدا و ماخذ دارند .

اول ، همان واژه « آپات » پهلوی ، که از سخن رفت .

دوم ، شکل تغییر یافته ای  از یک بخش بسیار رایج در زمان باستان یعنی ( وتی : مونث ) و ( ونت -> وند |: مذکر ) . بسیاری از وندهای امروز و آبادهای کنونی از این گروهند ، مانند : گناباد ، در سده های اولیه اسلامی ، ویا ، نابذ ، در دوران ساسانی و« ناپت » در شکل باستانی آن ، ( ختی – وانا ) این ( ختی ) در سرسوتی = هرخوتی و بسیاری از نامجاهای مرکب کهن هست . که اگر قرار بود عیناً باقی بمانند گاهی به صورت ( وا -> باد -> آباد ) در می آمدند .

 (Parsaxa)است  . این پسوند در( پارسوا /  axa) سوم ، شکل تغییر یافته ای از پسوند بسیار رایج

و پرثوه و غیره آمده است که در بعضی از موترد تبدیل به  ( وا -> با -> آباد ) شده است . تصور من بر این است   بوده باشد .چنانکه مردم شهر و محل کنونی ، به دور از دستکاریهای روشنفکرانه و مستوفیانه هنوز هم به شهر خود خرماوا / خرمووه < Xorm-axaکه شکل اصیل و قدیم نام خرم آبادهای کهن ، باید

می گویند که در آن خرما به هیچ وجه آن میوه شیرین درخت نخل نیست .

 

چهارم : خرم آباد در زبان مردم لرستان به صورت ( خرمووه /خرماووه / خرماوا ) تلفظ می شود که « خور»  در زبان این مردم  یعنی( خورشید  ) و« مووه» نیز در زبان محلی لرستان به مفهوم ( می شود / می رود / می گردد ) است . و مورد دیگر اینکه این منطقه در غرب ایران واقع شده است و از سویی محل فرود و فرو رفتن آفتاب همواره در باختر بوده و هست .  بنابراین با در نظر گرفتن این موارد بتوان اینگونه گفت که شاید«خرمووه /خرم آباد »  در زبان لری به معنی « خورشیدی که می رود  » ویا «  محل رفتن خورشید » باشد .

 

به هر صورت در حال حاضر بسیاری از نام جاها هستند که دیگر معنی خاصی ندارند و آن معنی و مفهوم اولیه خود را از دست داده اند و تنها به اسامی خاصی تبدیل شده اند . که دیگر نیازی به معنی کردند ندارند . که شمار آنها اندک نیست  . مانند تهران ، اصفهان ، همدان ، شیراز ، گاوخونی ، کرکس کوه ، کرمان و .... که تنها ما را در تفهیم جمله ای کلی کمک می کنند . مانند من با سیروس از تهران به شیراز رفتم . که در ان واژه ها به دو دسته تقسیم می شوند گروهی که مفهوم و معنی دارند مانند من ، با ، از ، رفتم ، با و ... و  گروهی که نیاز به معنی واژگانی ندارند و تنها شنونده باید آنها را بشناسد مانند ، تهران و شیراز سیروس .   بنابراین اینکه برخی از دانشمندان تصور می کنند که می توان اسامی کنونی اماکن را تفسیر و معنی کرد تصوری کاملا اشتباه و کاری بسیار بیهوده است .