زبان لری
بنا به گفته ای پارسی میانه آنچنان از میان نرفته که هیچ گونه نام و نشانی از خود در زبان پارسی نو که زبان کنونی مردم ایران است بجایی نگذاشته باشد .
در تایید این گفتار باید یادآور شد که امروزه مردمانی با فرهنگی بسیار کهن و پرمایه و خردمندانی سترگ بنام لر در سرزمینی که محل سکونت اجداد باستانی آنان از هزاران سال پیش بوده زندگی می کنند . و هنوز که هنوز است با زبان و لهجه پارسی میانه ( پهلوی ) یا همان زبان دورانهای اشکانیان و ساسانیان با هم گفتگو می کنند . با همان زبانی که پیشینیانشان از صدها سال پیش بوسیله آن با یکدیگرگفتگو و ارتباط برقرار می کرده اند.
همان زبانی که سرآغاز دوستی ها و همکاریهای بزرگی بوده ، که به بر جای گذاردن این همه ماندگارهای کهن و گرانبهاء و پر ارزش - هنری ، فرهنگی ، ادبی و ... که مایه مباهات و افتخار و سرافرازی و سربلندی ما هستند - انجامیده است .
این کوچکترین هیچگونه ادعای در زمینه آگاهی آنچنانی بر دانشهای مانند زبان شناسی ، باستان شناسی و ... ندارم . اما این گفته بزرگان و دانشمندانی است که موی را در آسیاب پژوهش سپید کرده اند . ولی در اینجا اینجانب تنها بر آنم که از دهها تشابه واژگانی میان زبان لری امروزی و زبان پهلوی گذشته وجود دارد . اندکی را در حد توانم و به مرور برای شما عرضه دارم . چه شاید سندی برتر از این نمیشود ارائه کرد ، جز واژگانی از این زبان و گویش تاریخی و کهن .
باشد تا دشمنان نادان و دیوسیرت ایران و فرهنگ ایرانی بدانند تا خون ایرانی در رگهایی مردمان این دیار ( ایران ) هست این مرز کهن و بوم باستانی(ایران) و فرهنگ پشتوانه دارش به این سادگیها از بین نخواهد رفت . و از سویی توجه دوستداران ایران و فرهنگ ایرانی را به این نکته جلب کنم که ، با دیدی تیز بینانه و موشکاف می توان از گوشه و کنار ایران یادمانهای زنده و پویایی از زندگی پر از سربلندی گذشتگانمان به دست بیاوریم و با گسترش تا جوانان و نوجوانان این قوم بزرگ (لرها ) و سرزمین باستانی (همچون سایر نقاط ایران ) و دیگر اقوام محترم و گرامی و بزرگ ایران بدانند که از چه نسل ، ریشه و تباری هستند - و پیشینیانشان در سایه تلاش و کوشش خود چه روزگاربا شکوهی داشته اند . - و همچون نیاکان خود ایران را دوباره – اما با رنگی امروزی - به آن بزرگی و سروری فرهنگی ، هنری ، مادی و .... پیشترهایش برسانند . ایدون بادا
|
حرف |
تلفظ |
|
Z |
ژ |
|
z |
ز |
|
x |
خ |
|
|
|
حرف |
تلفظ |
|
A |
آ |
|
a |
زبر(فتحه) |
|
فارسی |
گفتش |
لری |
|
خوراک- دم پخت |
Ash |
آش |
|
آسیاب -آسیا |
Asiy-Aow |
آسیاو |
|
// |
asiy-Aow |
اسیآو |
|
آرام |
Arem |
آرم |
|
شکم |
eshkam |
اشکم |
|
اقبال |
baxt |
بخت |
|
اشک |
aser |
اسر |
|
خارپشت |
ZeZO |
ژژو |
|
پارسال |
pAr |
پار |
|
پرچین |
parchi |
پرچی |
|
پادشاه |
pAteshA |
پاتشاه |
|
پریروز |
pariyr |
پریر |
|
خورشید |
xvar |
خور |
|
خواهر |
xo-ar |
خور |
|
درخت |
dAr |
دار |
|
عقاب |
dAl |
دال |
|
دوشیدن |
doxteh |
دوخته |
|
عدد 2 |
du |
دو |
|
جنگل -درختان انبوه |
razou |
رزو |
|
بی پوشش -عریان |
rout |
روت |
|
// |
riyt |
ریت |
|
زن |
Zan |
ژن |
|
سهميه - ترس |
sam |
سم |
|
سرخ |
sour |
سور |
|
عدد 6 |
shash |
شش |
|
کنار-زیربغل |
kash |
کش |
|
گرد-غبار |
gart |
گرت |
|
گردش |
gasht |
گشت |
|
تپه |
gar |
گر |
|
نوعی طالبی |
garmak |
گرمک |
|
عقده - گره |
ge-rye |
گری |
|
حفره -دره |
gour |
گور |
|
عريان - لخت |
lutak |
لوتک |
|
باد |
vAy |
وای |
|
شوهر |
mira |
میره |
|
// |
mirak |
میرک |
|
درخت مورد |
mort |
مورت |
|
پرييدن - پرش |
vAz |
واز |
|
تن - سينه - کنار- بر |
var |
ور |
|
بره |
vark |
ورک |
|
خاطر - یاد |
viyr |
ویر |
|
گراز |
ve-rAz |
وراز |
|
عدد 1000 |
hazAr |
هزار |
|
عادت - خوی |
houk |
هوک |
|
هست |
hiy |
هی |
|
گذاشتن |
hiyshteh |
هیشته |
|
عدد 1 |
yak |
یک |
پژوهشی را که خوانديد با کمک از دست نوشته های زير نگاشته شده است :
فرهنگ مردم لرستان -سعيد شادابی (زير نظر سيدابوالقاسم انجوی شيرازی)-انتشارات افلاک-۱۳۷۷
دانشنامه مزديسنا -دکتر جهانگير اوشيدری -نشر مرکز -چاپ دوم ۱۳۷۸
فرهنگ لری - حميد ايزد پناه -انتشارات اساطير -۱۳۸۱
تاريخ خرم آباد -سيد فريد قاسمی -انتشارات افلاک-۱۳۷۵
داستانها و زبانزدهای لری - حميد ايزد پناه -انتشارات بلخ-۱۳۶۲