ريشه يابی نام تبار و نژاد لران ۴
در اين جستار و در ادامه آنچه كه در دو نوشته پيشين به پيشگاه شما سروران گرامي پيشكش شد .اكنون به يكي ديگر از پندارهاي نادرست در مورد لرها مي پردازيم .
اينكه " لرها را تازي ( عرب ) " مي دانند .
در اينكه به گاه هجوم و يورش تازيان و ورود (نكبت بار) ايشان به ايران و سالهاي پس از آن ( همين 1500 سال درد آور ) دگرگوني هاي گسترده اي در فرهنگ ، نژاد و .... ايران ، آن كشور بزرگ و پهناور ( رشك جهان و جهانيان ) پديدار گشت و اينكه اين سيلاب ويرانگر نورسيده هاي سوسمار خور ، چه ها كه بر سر تيره هاي نژادي ايراني آورد ، بر همگان روشن است ، سخني نيست. ليكن اينكه تازيان تا چه اندازه از خويش چيزهاي (كه بيشتر ويراني بوده است و آوارگي ) به يادگار گزارده اند . و يا اينكه در چه جاهاي بيشتر و در كجاها كمتر بوده است گفتني ها بسيار است .
لرها كه هماره تاريخ بخشي از ايران و گروهي از ايرانيان بوده اند در هنگام جهانگشايي و دين گستري تازيان!!!! از آنجايي كه لرها - همچون واپسين جنگ و نبرد ايرانيان و تازيان (ايران – عراق و برادران هم خونش !!!! ) - در نخستين جبهه اين نبرد بودند. در گاه يورش تازيان چون راه ورود تازيان از ميان سرزمينهاي كاسيتها مي گذشت ( نهاوند) . كاسيتها نيز بهمراه ديگر ايرانيان به ناچار با تازيان ديو سيرت رودررو و درگير شدند . و ايشان و سرزمين هايشان همانند ديگر ايرانيان از آن دگرگونيها به دور نماندند.
پايه تازي دانستن لران بر يكي از دو پندار زير استوار است :
1- لرها تازياني هستند كه پس از اسلام از بيابانهاي ( بي گياه و خشك و سوزان ) حجاز و يا سوريه و عراق به آهستگي در چند سال به ايران كوچيده اند . و در كوههاي زاگرس ماندگار شده اند .
2- لرها از تخمه و نژاد يكي از تازيان هستند كه در زمان لشگر كشيهاي تازيان و نبردهايشان با ايرانيان در سرزمين لرستان ماندگار شد .
اما اينكه آيا لران تازي هستند يا خير ؟
شايد نتوان به روشني و استواري دو گفتار پيشين ( كرد و يا تاتار بودن لرها ) سخن گفت . وليكن چه بسا آنچه در پي ميآيد ، پرسشهاي نوئي را بيافريند تا پژوهندگان پرتوان پيرامون آنها به كنكاش و جستجو پرداخته ، پاسخهاي بدست آمده ايشان پرده از بسياري پوشيده ها و نادانستههاي اين كهترين و جهانيان بردارد .
لرها همانگونه كه پيشتر گفته شد بازمانده كاسيتهاي آريايي هستند . كه ايشان ( كاسيان) پيش از مادها نخستين ، بزرگ ترين و پهناورترين و توانمندترين امپراطوري ايراني را بنيان نهادند و مادها و هخامنشيان پيروان( در اينجا به معني وارث) بي گسست ايشان بودند . كاسيتها تا پايان شاهنشاهي هخامنشيان و پس از ايشان همچنان در گستره خويش فرمانروايي مي كردند . و درهنگام ورود تازيان به ايران نيز تا مدتهاي بسياري چنين بود . اينكه پس از ورود تازيان و فروپاشي شهنشاهي ساسانيان تيره هاي از تازيان به استانهاي مانند خوزستان ، فارس و ... وارد شدند و در آنجاها ماندگار گشتند آگاهيهاي ما بسيار است وليكن درباره مناطق لر نشين دانسته هاي ما بسيار اندك است . اين دانسته هاي اندك در چند دسته زير دسته بندي مي شوند :
1- در زمان خلافت امويه و عباسيان مناطق لرنشين به همراه چند بخش ديگر از ايران زمين آن زمان به سرداران تازي واگذار مي شده اند .
2- گروههاي از تازيان كوچ كرده و وارد بخشهاي لر نشين شده و ماندگار گشته اند .
3-برخي از ايرانيان دربند تازيان پس از رهايي از دست ايشان وارد بخشهاي لر نشين شده اند و ماندگار گشته اند .
جاي بسي شگفتي دارد اگر بدانيد كه ، چنانچه واژگان زبان لري را بازبيني كنيم آنچنان واژگان برگرفته از زبان تازي در زبان لري كم است كه گويي كمترين برخورد را با هم داشته اند . و شايد اين واژگان5 % از همه واژگان كاربردي زبان لري فراتر نروند.
اما اينكه لران در اين باره چه مي گويند ؟
همچنان كه در نوشتارهاي پيشين نيز گفته شد لران به آرين بودن خويش بسيار ميبالند .و بسياري از ايشان از اينكه خويشتن را تازي بي انگارند شرم دارند . و آنرا همچون دشنامي به خويش مي دانند . ( براي يك نمونه اينكه در ميان لران به كسي كه خويش را از همه چيز نا آگاه و نادان مي نماياند E_roo = عروو = عرب = تازي مي گويند ) .
وليكن در ميان برخي اندك از لران دو پندار فراگير زير درباره تازي دانستن خويش را مي توان يافت :
1 آنان كه خويش را از خاندان پيامبر اسلام مي دانند ( خانوداه هاي سادات ) .
2 آنان كه خويش را از بازماندگان خانواده و يا همراهان سرداران تازي مي دانند ( حسنوندها ويا ميرهاي لرستان و يا بابويي كهگيلويه و يا عرب بيك هاي چهارمحال بختياري ).
اما اينكه اين گفتههاي ايشان تا چه اندازه درست و راست باشد خود جاي گفتگو و كنكاش فراوان دارد .
چه پيروزي تازيان و زور گرفتنشان بر ايرانيان و گسترش آيين اسلام در ايران و كمرنگ شدن دين كهن ايشان فرهنگ ايرانيان را دچار دگرگوني فراواني كرد كه اين خود به پيدايش نظام سياسي نويني انجاميد . در اين رهگذر برخي گروههاي سودجو و شياد براي رسيدن به اهداف خويش و يا گروههاي كه توان ايستاي نداشتند براي گريز از گزند و آزار تازيان نياي خود را به يكي از بزرگان ، سرداران و يا خاندانهاي بزرگ تازي و يا پاكان دين نوين و يا خاندان پيامبر اسلام مي رساندند .
براي نمونه واليان لرستان با آنكه از تيره سليورزي لرستان ( يكي در تيرههاي بسيار كهن لر هستند) بوده اند.براي اينكه بتوانند دلهاي مردم لرستان ( كه مهر بسياري به خاندان پيامبر اسلام دارند ) بدست بياورند . خود را از وابستگان خاندان آن پيامبر معرفي ميكرده اند. كه در اين كار بسيار كامياب بودند .
با همه آنچه كه گفته شد اگر تازياني در گذشته هاي دور ( 1300 تا 700 سال پيش) به ميان لرها آمده و ماندگار شده باشند . آنچنان گرفتار فرهنگ و زبان كهن و پربار و پيشرفته ايراني ( در اينجا لرها ) شدند كه زبان و فرهنگ بدوي و پيش پا افتاده خويش را به فراموشي بيابانهاي خشك و سوزان زادگاهشان سپرده و در ميان دريايي خروشان و پرگهر فرهنگ ما ناپديد شدند كه گويي هرگز نيامدند و نبوده اند . و چنانچه به گفته هميشگي ايرانيان - فرهنگ دوست و فرهنگ پرور- برتري را در فرهنگ و دانش بدانيم و خويشاندي را در اين دو جستجو كنيم . - و نه همچون نژاد پرستان و تن پروران در خون – شايد با اندكي خوش بيني بشود آنان را تازيان لر شده ناميد . چه هم اينك سواي يك گروه كوچك تازي زبان در رستم ممسني و جدايي از تازياني كه به تازگي وارد بخشهاي لر نشين شده اند ، نمي توان گروهها و يا تيره هاي را در بين لران يافت كه به زبان تازيان سخن گويند و يا نشانهاي از فرهنگ ايشان را به همراه خود داشته باشند ( به گونه اي كه بتوان انان را تازي ناميد ) .
( ريشه يابی نام تبار و نژاد لران شماره هاي 1 و 2 و3 و 4 ) نوشته شده با بهره گيري و ياری از :
1- قوم لر ** سرور دكتر سكندر امان ا.. بهاروند ** آگاه **چاپ دوم پاييز 74 ** ص 25 – 43
2- تاريخ لرستان روزگار قاجار *** شادروان محمدرضا واليزاده معجزي **حروفيه **چاپ نخست 1380
3- آثار باستاني و تاريخي لرستان جلد نخست ** سرور حميد ايزد پناه **انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ** چاپ نخست 1376 **ص 50 – 76
4- فرهنگ مردم لرستان ** سعيد شادابي ** افلاك ** چاپ نخست 1377
5- لرستالن در سفرنامه سياحان ** محمد حسين آريا ** فكر روز ** چاپ نخست 1376
6- جغرافياي تاريخي الشتر و ريشه نژادي قوم لر ** حجت ا.. حيدري ** افلاك ** چاپ نخست 1379
7- تاريخ 10000 ساله ايران ** جلدهاي 2 و3و4 ** استادعبدالعظيم رضايي**اقبال **چاپ هفتم 1375
8- كتاب لرستان 1 ** به كوشش فريد قاسمي **حروفيه**ص 9- 25
9- نشريه لرستان شناسي شقايق شماره هاي 1 و 2 و 3 و4
۱۰-دلفان در گذر تاريخ (مشاهير اهل حق ) بخش ۱ **ايرج کاظمی ** افلاک **۱۳۸۰