www.khormoa.persianblog.com

 

در اين جستار و در ادامه آنچه كه در دو نوشته پيشين به پيشگاه شما سروران گرامي پيشكش شد .اكنون به يكي ديگر از پندارهاي نادرست در مورد لرها مي پردازيم .

 

اينكه " لرها را تازي ( عرب ) " مي دانند .

 

در اينكه به گاه هجوم و يورش تازيان و ورود (نكبت بار) ايشان به ايران و سالهاي پس از آن ( همين 1500 سال درد آور ) دگرگوني هاي گسترده اي در فرهنگ ، نژاد و .... ايران ، آن كشور بزرگ و پهناور ( رشك جهان و جهانيان ) پديدار گشت  و اينكه اين سيلاب ويرانگر نورسيده هاي سوسمار خور ، چه ها كه بر سر تيره هاي نژادي ايراني آورد ، بر همگان روشن است ، سخني نيست.  ليكن اينكه تازيان تا چه اندازه  از خويش چيزهاي (كه بيشتر ويراني بوده است و آوارگي ) به يادگار  گزارده اند . و يا اينكه در چه جاهاي بيشتر و در كجاها كمتر بوده است گفتني ها  بسيار است .

لرها كه هماره تاريخ بخشي از ايران  و گروهي از ايرانيان بوده اند در هنگام  جهانگشايي و دين گستري  تازيان!!!!  از آنجايي كه لرها - همچون واپسين جنگ و نبرد ايرانيان و تازيان (ايران – عراق و برادران هم خونش !!!! ) -  در نخستين جبهه اين نبرد بودند. در گاه يورش تازيان چون راه  ورود تازيان از ميان سرزمينهاي كاسيتها مي گذشت ( نهاوند) . كاسيتها نيز بهمراه ديگر ايرانيان به ناچار با تازيان ديو سيرت رودررو و درگير شدند . و ايشان و سرزمين هايشان همانند ديگر ايرانيان از آن دگرگونيها به دور نماندند.

 

پايه تازي دانستن لران بر يكي از دو پندار زير استوار است :

 

1- لرها تازياني هستند كه پس از اسلام از بيابانهاي ( بي گياه و خشك و سوزان ) حجاز و يا سوريه و عراق به آهستگي در چند سال به ايران كوچيده اند . و در كوههاي زاگرس ماندگار شده اند .

 

2- لرها از تخمه و نژاد يكي از تازيان هستند كه در زمان لشگر كشيهاي تازيان و نبردهايشان با ايرانيان در سرزمين لرستان ماندگار شد .

 

اما اينكه آيا لران تازي هستند يا خير ؟

شايد نتوان به روشني و استواري دو گفتار پيشين ( كرد و يا تاتار بودن لرها ) سخن گفت . وليكن چه بسا آنچه در پي مي‌آيد ، پرسشهاي نوئي را بيافريند تا پژوهندگان پرتوان پيرامون آنها به كنكاش و جستجو پرداخته ، پاسخهاي بدست آمده ايشان پرده از بسياري پوشيده ها و  نادانسته‌هاي اين كهترين و جهانيان بردارد .

 

لرها همانگونه كه پيشتر گفته شد بازمانده  كاسيتهاي آريايي هستند . كه ايشان ( كاسيان) پيش از مادها نخستين ، بزرگ ترين و پهناورترين و توانمندترين امپراطوري ايراني را بنيان نهادند و مادها و هخامنشيان پيروان( در اينجا به معني وارث) بي گسست ايشان بودند . كاسيتها تا پايان شاهنشاهي هخامنشيان و پس از ايشان همچنان در گستره خويش فرمانروايي مي كردند . و درهنگام  ورود تازيان به ايران نيز تا مدتهاي بسياري چنين  بود . اينكه پس از ورود تازيان و فروپاشي شهنشاهي ساسانيان تيره هاي از تازيان به استانهاي مانند خوزستان ، فارس و ... وارد شدند و در آنجاها ماندگار گشتند آگاهيهاي ما بسيار است وليكن درباره  مناطق لر نشين دانسته هاي ما بسيار اندك است . اين دانسته هاي اندك در چند دسته زير دسته بندي مي شوند :

1- در زمان خلافت امويه و عباسيان مناطق لرنشين به همراه چند بخش ديگر از ايران زمين آن زمان به سرداران تازي واگذار مي شده اند .

2- گروههاي از تازيان كوچ كرده  و وارد بخشهاي لر نشين شده و ماندگار گشته اند .

3-برخي از ايرانيان دربند تازيان پس از رهايي از دست ايشان وارد بخشهاي لر نشين شده اند و ماندگار گشته اند .

جاي بسي شگفتي دارد اگر بدانيد كه ، چنانچه واژگان زبان لري  را بازبيني كنيم آنچنان واژگان برگرفته از زبان تازي در زبان لري كم است كه گويي كمترين برخورد را با هم داشته اند . و شايد اين واژگان5 %  از همه واژگان كاربردي زبان لري فراتر نروند.

 

اما اينكه لران در اين باره  چه مي گويند ؟

همچنان كه در نوشتارهاي پيشين نيز گفته شد لران به آرين بودن خويش بسيار مي‌بالند .و بسياري از ايشان از اينكه خويشتن را تازي بي انگارند شرم دارند . و آنرا همچون دشنامي به خويش مي دانند . ( براي يك نمونه اينكه در ميان لران به كسي كه خويش را  از همه چيز نا آگاه  و نادان مي نماياند E_roo = عروو = عرب = تازي مي گويند ) .

وليكن در ميان برخي اندك از لران دو پندار فراگير زير درباره تازي دانستن خويش را مي توان يافت :

1 آنان كه خويش را از خاندان پيامبر اسلام مي دانند ( خانوداه هاي سادات ) .

2 آنان كه خويش را از بازماندگان خانواده و يا همراهان  سرداران تازي  مي دانند ( حسنوندها ويا ميرهاي لرستان و يا بابويي كهگيلويه و يا عرب بيك هاي چهارمحال بختياري ).

 

اما اينكه اين گفته‌هاي ايشان تا چه اندازه درست و راست باشد خود جاي گفتگو و كنكاش فراوان دارد .

چه پيروزي تازيان و زور گرفتنشان بر ايرانيان و گسترش آيين اسلام در ايران و كمرنگ شدن دين كهن ايشان فرهنگ ايرانيان را دچار دگرگوني فراواني كرد كه اين خود به پيدايش نظام سياسي نويني انجاميد . در اين رهگذر برخي گروههاي سودجو و شياد براي رسيدن به اهداف خويش و يا گروههاي كه توان ايستاي نداشتند براي  گريز از گزند و آزار  تازيان نياي خود را به يكي از بزرگان ، سرداران و يا خاندانهاي بزرگ تازي و يا پاكان دين نوين و يا خاندان پيامبر اسلام  مي رساندند .

براي نمونه واليان لرستان با آنكه از تيره  سليورزي  لرستان ( يكي در تيره‌هاي بسيار كهن لر هستند) بوده اند.براي اينكه بتوانند دلهاي مردم لرستان ( كه مهر بسياري به خاندان پيامبر اسلام دارند ) بدست بياورند . خود را از وابستگان خاندان آن پيامبر معرفي مي‌كرده اند. كه در اين كار بسيار كامياب بودند .

با همه آنچه كه گفته شد اگر تازياني در گذشته هاي دور ( 1300 تا 700 سال پيش) به ميان لرها آمده و ماندگار شده باشند . آنچنان گرفتار فرهنگ و زبان كهن  و پربار و پيشرفته ايراني ( در اينجا لرها ) شدند كه زبان و فرهنگ بدوي  و پيش پا افتاده خويش را به فراموشي بيابانهاي خشك و سوزان زادگاهشان سپرده و در ميان دريايي خروشان و پرگهر فرهنگ ما ناپديد شدند كه گويي هرگز نيامدند و نبوده اند . و چنانچه به گفته هميشگي ايرانيان -  فرهنگ دوست و فرهنگ پرور-  برتري را در فرهنگ و دانش بدانيم و خويشاندي را در اين دو جستجو كنيم . - و نه همچون نژاد پرستان و تن پروران در خون – شايد با اندكي خوش بيني بشود آنان را تازيان لر شده ناميد . چه هم اينك سواي يك گروه كوچك تازي زبان در رستم  ممسني و جدايي از تازياني كه به تازگي  وارد بخشهاي لر نشين شده اند ، نمي توان گروهها و يا تيره هاي را در بين لران يافت كه به زبان تازيان سخن گويند و يا نشانهاي از فرهنگ ايشان را به همراه خود داشته باشند ( به گونه اي كه بتوان انان را تازي ناميد ) .

 

( ريشه يابی نام تبار و نژاد لران  شماره هاي 1 و 2 و3 و 4 ) نوشته شده  با بهره گيري  و ياری از :

 

1-     قوم لر ** سرور دكتر سكندر امان ا.. بهاروند ** آگاه **چاپ دوم پاييز 74 ** ص 25 – 43

2-     تاريخ لرستان روزگار قاجار *** شادروان محمدرضا واليزاده معجزي **حروفيه **چاپ نخست 1380

3-     آثار باستاني و تاريخي لرستان جلد نخست ** سرور حميد ايزد پناه **انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ** چاپ نخست 1376 **ص 50 – 76

4-     فرهنگ مردم لرستان ** سعيد شادابي ** افلاك ** چاپ نخست 1377

5-     لرستالن در سفرنامه سياحان ** محمد حسين آريا ** فكر روز ** چاپ نخست 1376

6-     جغرافياي تاريخي الشتر و ريشه نژادي قوم لر ** حجت ا.. حيدري ** افلاك ** چاپ نخست 1379

7-     تاريخ 10000 ساله ايران ** جلدهاي 2 و3و4 ** استادعبدالعظيم رضايي**اقبال **چاپ هفتم 1375

8-     كتاب لرستان 1 ** به كوشش فريد قاسمي **حروفيه**ص 9- 25

9-     نشريه لرستان شناسي شقايق شماره هاي 1 و 2 و 3 و4

۱۰-دلفان در گذر تاريخ (مشاهير اهل حق ) بخش ۱ **ايرج کاظمی ** افلاک **۱۳۸۰