گورستانها و آیینهای سوگواری در لرستان (2-2)
با درودی دوباره به همگی شما دوستان گرامی
آنچنان که به یاد دارید در گفتارهای پیشین ، پژوهشی به نام
گورستانها و آیینهای سوگواری در لرستان
پی گرفته بودیم ، اینک در دنباله بخش سوم از آن زنجیره را پیشکش پیشگاه شما سروران ارجمند خواهیم نمود .
گورستانها و آیینهای سوگواری در لرستان (2-2)
مء جر [ Mejar ](بنای یادبود) و سنگء قوئر ] Sange Qor [ ) = سنگ قبر ) های لرستان (2 )
سنگ های به نرمی شعر و پایداری خاطره .
آنچنان كه پیشترنیز گفته شد بيشتر نگارهاري بر روي اين سنگ گورها برگرفته از طبيعت و زندگي روزمره هستند . نگاره هاي مانند بزكوهي ، اسب ، كوه ، رود ، خورشيد ، صحنه هاي كوچ ، شكارگاه ، آيينهاي سوگواري ، افراد حاضر در آيين سوگواري ، نوازندگان محلي ، مراسم عروسي ، دار قالی ، آیینه و ...
اما آيا اين نگاره ها داراي معني و مفهومي هستند و بر اساس اصولي در كنار هم چيده مي شوند و يا تنها براي آراستن و زيبا كردن سنگ گور به كار مي رفته اند و هيچگونه درون مايه اي نداشته اند ؟ و چنانچه اين نگاره ها داراي مفهومي هستند . اين مفهوم و يا مفاهيم چيستند و از كجا تاثير پذيرفته و سرچشمه مي گيرند ؟
پرسش و پژوهشی بود که به آینده ( نوشتار کنونی ) افتاد و اين چيزي است كه ما در دنباله همين جستار به آن خواهيم پرداخت .
شیوه و شرایط زندگی پیشینیان ( نسبت به زندگی امروزی ) دنیای پر رمز و راز و بسیار عمیق را برای آنها ساخته بود . و این محیط زندگی و شر ایط زیستی به ایشان دیدی عمیق و کنجکاو داده بود ، دیدی که از بالا و بسیار کلی و فراگیر می دید . بگونه ای که ایشان برای هر گونه رفتار و رخدادی که شاهد ان بودند یک تفسیر و تاویل ویژه داشتند . و بیشتر به کنه مطالب و رویدادها و گفتار و ... می اندیشیدند و می نگریستند .
ایشان چون ( مانند زندگیهای امروزی ) هر آن با حجم انبوه اطلاعات ( از هر نوع علمی ، هنر و ... ) تازه و نوین روبرو نبودند .دچار سطحی نگری و ظاهر بینی های رایج امروز نبودند و بیشتر به باطن می نگریستند .و به هرچیز با دیدی غیب بین و عمقی و ورایاب می نگریستند . و با دریافت اطلاعاتی ورودی بسیار اندکی که از پیرامون خود می گرفتند دریافتها وتفسیرهای فراوانی را بدست می دادند .
این شیوه زندگی مرز میان دنیای ملموس و واقعی ، و دنیای غیر ملموس و انتزاعی را بسیار کم رنگ کرده بود . بگونه ای که شاید بتوان گفت برای ایشان بین این دو دنیا تفاوتی نبود .حتی شاهد آنیم که این عمیق نگریستن به دنیای پس از مرگ انسان و جهان آخرت نیز تسری پیدا می کند . لذا شاهد آنیم که برای ایشان مقوله های مانند هنر ، دین ، زندگی ، فرهنگ ، زبان ، صنعت و ... در هم می آمیزند . بدانگونه که می توانیم در جای جای زندگیشان هنر و کاربرد آن را ببینیم . فرهنگ و آداب و رسوم را گوشه گوشه سخن گفتن و هنرشان ببینیم ، ابزار و مایحتاج شان همان اندازه که صنعتی ساخته می شوند یک اثرهنری نیز هستند و ....
پس بدیهی است که چنین مردمانی با چنین شیوه زندگی و دیدی به زندگی از کنار هیچ چیز سطحی و بی تفاوت نمی گذشته اند . و برای هر رفتارو کاری قوانین و دلایل و شیوه های کاملا تعریف شده داشته اند . و سنگ گورها هم به عنوان گوشه ای از زندگی و محیط اطراف شامل این قوانین می شده . بنابراین ، نگارهای سنگ گورهای منقوش ، با هدف نمایاندن مسایلی و بر اساس قوانین و اصولی کنار هم قرار می گرفته اند و کاملا دارای مفهوم ویژه خود بوده اند . و به هیچ وجه ، با هدف تزیین و زیبا سازی به کار برده نمی شوند .
اما این مفاهیم و اصولی که بر روی نگارهای سنگ گورها تاثیر می گذارند . چیستند و از کجا سرچشمه می گیرند ؟
شاید اگر بخواهیم کوتاه و بدون شرح و بسط بگوییم بهترین پاسخ انست که
" از زندگی انسانها "
همانگونه که می بینید ، پاسخ این پرسش در عین کوتاهی بسیار سخت تر و فراگیرتر از پاسخ پرسش پیشین است .
چه در این پاسخ سوای دید هنری و سبک حجاریها می توان ردپای ادبیات ، دین ، آیینها ، زندگی روزمره ، رویدادهای زندگی ، پیشه و شغل متوفی ، مراسم خاکسپاری ، اندیشه بازماندگان و دیگر مردم نسبت به شخص درگذشته ، مقام اجتماعی او و بسیاری چیزهای دیگر را دید و برداشت کرد . و ما بهتر از واژه " زندگی " واژه دیگری نیافتیم که تمامی هرآنچه که در بالا برشمردیم و آنچه را که نام نبردیم در خود جای دهد و پوشش دهد . برای روشنتر شدن موضوع ما فهرست وار و بسیار کوتاه به بیان چندی از تاثیرگذارترین عواملی که با این نقشها ارتباط دارند می پردازیم . پیش از بررسی بایسته یادآوریست که ممکن است این عوامل گاهی همه با هم و گاه به تنهای بر نقوش سنگ گورهای نگاره ای تاثیر گذارند :
1-همخوانی و همانندی شگفت انگیز میان اشعار (بویژه تک بیتی های رایج در مویه ها ) لری با این نقوش . تا بدان پایه که به جرات می توان گفت هر یک از نقوش حجاری شده بر روی هر یک از سنگ گورها تجسم و تصویری از یک یا چند واژه از یک یا چند شعر می باشند و بلعکس .
برای نمونه ارتباط برخی از ابیات تاثیر گذار مویه را با تجسم و تصویر آنها بر روی سنگ گورهای منقوش را بررسی می کنیم :
مویه لری :
زین و بلگت بیلم یا بفروشم
Zin o balget beilem yA baferoshem
بی مش برگ عزا هف سال بپوشم
Beamesh barge azA haf sAl baposhem
برگردان فارسی :
(خطاب به درگذشته) زین و برگ و یراق سوارکاریت را پس از خودت نگهداری کنم یا آنها را بفروشم ؟
و با پولشان رخت و لباس سیاه خریداری نمایم و هفت سال آنها را بپوشم و برایت عزا داری کنم ؟
مویه لکی :
یه نیله کییه ها وه کولی زینه وه
Ya nila kiya hA va koly zina va
تفنگ قطاره ها وه خی نه وه
Tefang qetAra hA va khinava
برگردان به فارسی :
این اسب نیل زین کرده بی سوار از آن کیست
که تفنگ و قطار فشنگ ، خون آلودش نیز بر آن است
که یاد آور نقوشی همچون کتل (kotal)* ، صحنه های سوارکاری ، شکار و نبرد ، کلیه مراسم پرسه ، سوگواری بازماندگان (بویژه همسر و خواهران و مادر) فرد درگذشته بر روی سنگ گورها می باشد .
مویه لری 1 :
سر کشیم وو دیوه خوو** بووه مه دی یم
Sar kashim vo divekho boua me di yem
چی افتآوه کره کمر زونی بری یم
Chi aftAve kere kamar zoni bori yem
برگردان به فارسی 1
به دیوان خانه و مهمانخانه سرکشی کردم ، پدرم را همچون آفتابی که در مغرب غروب می کند نا توان و رنجور و تیرخورده دیدم ، زانوانم سست شد و بر زمین افتادم
مویه لری 2 :
افتآوه لوه بونی هی حا به شینه
aftAve lua boni he hA bashina
قصه حه رر که خوو ارو می حا به میره
Qusa hareka khoaro mihA bamira
برگردان فارسی 2 :
آن آفتاب که لبه بام بود بر آن است تا از دیدگان پنهان شود
آنکه غم خوار و یاور خواهرانش بود در حال مرگ است .
مویه لکی :
چی هو ور آزآ حیز که چی مونگ له هوآ
Chi houvar Avar hiz ka chi moung la havA
دآخ وه دل بین ، ارآ خآک وه مئ وآ
dAkh va del bin , arA khAk va mavA
برگردان به فارسی
همچون خورشیدی تندرست و نیرومند برخیز و ماه آسمان شو
داغ تو در دل ما نشست ، چرا در زیر خاک خانه گزیدی؟
این دو قطعه شعر ، یاد آور نقش خورشید (نماینده فرد درگذشته می باشد) در حال غروب هستند. که در بیشتر این گونه سنگ گورها به چشم می آید .
مویه لری :
قه لونی پر به کم دء آو بآرو
Qaluni por bakem de Ave bAru
ده مآ ده م چآق می کم سی ده س برآرو
Da mA dam chAq mikem si das berAro
برگردان فارسی:
قلیانی را با آب باران پر خواهم کرد
ودم به دم آن را برای دوستان چاق و افروخته خواهم کرد
که نقش قلیان و چائی و دیگر وسایل پذیرایی رایج در مراسم سوگواری بر روی سنگ گورها در ذهن متبادر می کند .
مویه لری :
اسپی کوو کش مات منه دو ده دنگ برنو
Espi ku kesh mAt mana do danhge bernu
کوگ و کل قل میزنن ده مینه او کوو
Kog ou kal qol mizenan de mineh o ku
برگردان به فارسی :
در سپید کوه دیگر صدای تفنگ به گوش نمی رسد
در آن کوه کبک و بزکوهی بسیار فراوان شده اند
مویه لکی :
بورن بلگی بپوشن چوین دآوآر
Bouren balgi beposhen chuin dAvAr
دومآ براهم کی بچینه شکار
domA bera ham ki bechina shekAr
برگردان به فارسی :
بیایید تا رختی به سیاهی به رنگ چادرها بپوشیم
پس از مرگ برادرم چه کسی همچو او می تواند به شکار برود ؟
که یاد آور نقوش صحنه های شکار ، فرد درگذشته بر روی سنگ گورها می باشد . نکته جالب اینکه حک کردن نقوشی مانند کبک و بزکوهی به تعداد زیاد شاید به گونه ای تصور و تجسم بیت دوم اشعار بالا باشد . که پس ازمرگ شکارچی با چنان ماهرتی ، دوباره شکارها (کبک و بز کوهی و .. ) را می توان به وفور در کوهها دید .
2- حوادث و رخدادهای مهم زندگی فرد درگذشته
حوادثی همچون سفرهای زیارتی ، ازدواج ، تولد ، جنگها ، مرگ ، کسب افتخارات و ... که می توان آنها را به وفور در میان این سنگ گورها دید .
3- هنرها ، مهارتها ، افتخارات ، مقام و منزلت ، ویژگیها فرد درگذشته
نقوشی همچون قلم ( نشانه اهل علم و دانش) ، مهر و تسبیح ( نشانه دینداری و احیانا تشرف به سفری زیارتی ) ، دار قالی ( برای زنان قالی باف ) ، تفنگ و اسلحه ( جنگ آوران . شکارچیان ) ، آیینه - شانه دو سویه (برای زنان) ، قیچی – نخ وسوزن ( برای زنان دوزنده) ، شانه یک طرفه ( برای مردان ) ، شخصی سوار بر اسب ( سوارکار ماهر ) ، جمعی از سوارکاران که اندازه یکی از آنها بزرگتر از دیگران است (سرکرده ، فرمانده ، بزرگ قوم و.. ) ، سواری که کسی دهنه اسب او را در دست دارد و یا سواری که که چند تن پیاده کنار او ایستاده اند ، و یا کسی که بر سر او چترو سایبانی قرار دارد (کسی صاحب مکنت و مقام ) ، ظروف واسباب و سامان خانه (برای افراد متمول و دارای جاه و حشمت ، و یا زنان کدبانو ) ، چکش ( آهنگران ، صنعت گران ) ، داس ( کشاورزان ) و ...
4- اطلاعاتی در مورد خانواده فرد در گذشته
تعداد پسران (به تفکیک ازدواج کرده و مجرد ) ، تعداد دختران (به تفکیک ازدواج کرده و مجرد ) و ...
" سنگ گورهای تندیسی " جستار پسینی است که به آن خواهیم پرداخت
شاد زییود و سربلند هماره روزگاران
خرم و آباد بادا برنزستان
تندرست و در پناه یزدان پاک بادا
ایرانی و ایران پرست
* کتل (kotal ) : اسب متوفی که سیاه پوش شده و البسه و تفنگ و برخی دیگر از وسایل متوفی را بر آن می گذارند .
** دیوه خوو (diveh kho) : دیوان خانه ، مهمانخانه ، بیرونی ، اطاق و یا بخشی از خانه و یا سیاه چادری اندکی دور تر از محل سکونت خانواده برای پذیرای از میهمانان بویژه میهمانان مرد و غریبه ها