تبليغاتX
خرم آباد = خورموه
تبليغات X

خرم آباد = خورموه

دسته به وء دسم ...

لینکهای قبلی خورموه = خرم آباد



تــال
لـر آپ
لر لينک 2
خرم آباد
خرم آباد 2
خرم آباد 3
يک لر بلاگ
پسر خرم آباد
سي او وه شو
جوان خرم آباد ي
بلوط از برنزستان
پروژه ي خط لري لور
بـرد نـوشـته خرم آباد
عکاس خونه خرم آباد
تاريخ و ادبيات لرستان
زردتشت دء اسپي کؤ
دوست خرم آبادي خدا
عبيد شاکي خرم آبادي
هـیــام
The Most Beautiful Mistake
دیدنیهای شهر خرم آباد
Asemane e Khorramabad
Lur People
آقا زینم علی خرم آباد
اتابکان لر
احد چگينی
احد چگينی ۲
اصالت بختیاری
انجمن علمی کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرم آب
ايــــــــــذه
ايذه - خوزستان - ايران
ب مثل بختیاری
بچه های خرم آباد
بـــــــرده شیــــر
بی تو هرگز
پايگاه هنرمندان لر
پرشين بلاگ خرم آباد
پرنیان ۷ رنگ ممسنی
پيش بينی ی هوای لرستان
پیش بینی ی هواشناسی خرم آباد
تاريخ و فرهنگ بختياری
تاریخ قوم لر
تال خرم آباد
ترنم
تصویر پیل گپ ( پل بزرگ خرم آباد )
تی به رهت ایمهنم
تــــیـام
جنبش آزادی خواهان لور
چــهـار فصــل
چــویــل دنـــا
خانه ی بختياری
خرم آباد
خرومووه ۳ ( خرم آباد ۳ )
خورشید لر
دانشجویان لرستانی تهران
دز شاپور خواست ( خرم آباد )
دوستداران زاگرس
دیگری در من
سايت رضا خرم آبادی
سبزه سرا
ستاره خرم آبادي
سرود بخت يار
شاهزاده ى بختیاری
شعر لری
شهر لـــنــده
شهر من پارسوماش
شیهه ی آفاق
طلبه ی دهدشتی
عکس ها و اخبار ورزش لرستان و خرم آباد
فتو بلاگ جوان خرم آبادي
فراسو
فردای لرستان
فروشگاه رانين مهر مهستار
فروشگاه رانين مهر مهستار خرم آباد
قوم لر
گزارش آنلاین آسمان خرم آباد
لــــر ایــران
لر دگان
لرستان جنوبی
لــــــــــــور
لـــیــراوی
مال کــنون
مسی و مدیریت
ملس خرم آباد
مندیــر بهارون
مهدی ویس خرم آباد ی
مهر سبز خرم آباد
مهر مهستار خرم آباد
نقشه ي گردشگري ي خرم آباد
هالو زال
هتلهای ازنا
هتلهای اليگودرز
هتلهای بروجرد
هتلهای خرم آباد
هتلهای دورود
هواشناسی ی خرم آباد
وبلاگ اختصاصی طایفه ایسوند
وضعیت آنلاین آب و هوای خر م آباد
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط احد رستگار فرد (س . آ )  | 

گویش لری !!!!

ساعت 2:14 - شنبه، 16 تير، 1386

پیرو آنچه در جستار « لر پژوهی ، عشق .... » گفته همی آمد . بر آنم تا در رشته نوشتارهای - هرچند پراکنده و گاه به ناگاه - در حد توان و اندوخته ی اندکم ، به شناساندن و بررسی ی کتابها و برخی نوشتارها  که به مقوله ی لر پژوهی پرداخته اند ، بپردازم .

آغازین نوشتار این رشته نوشتارها گذر و بررسی ی مختصری است ، بر کتابی که نگارنده ی آن در پی " برخورد با برخی کلمات لری در" شاهنامه ی فردوسی  " به فکر این " می افتد که خط جدیدی برای محققین علوم ادبی هم استانی [لرستانی] در جهت پژوهش درباره زبان و گویش های اصیل را باز " کند . (صفحه ی 7 همین کتاب )

بنابر آنچه که در صفحه ی سوم این کتاب می خوانیم می بایست نام آن ، " گویش لری از منظر شاهنامه فردوسی با ضمیمه اسامی " و " به قلم مهندس حاجی رضا خدا بخشی " و ناشراش " مؤسسه انتشارات دارالنشر اسلام قم " باشد .

و البته بنابر اطلاعات ارایه شده در در صفحه ی چهارم آن ، که گویی شناسنامه ی این کتاب نیز می باشد ، ناشرش " مرکز انتشارات دارلنشر اسلام قم " و نام کتاب " گویش لری " می باشد ، که مجلدی است در قطع رقعی و مشتمل بر 48 صفحه ، که با شماره شابک" 9-003-475-964 " به ثبت رسیده است .

آنگونه و تا آنجا که دانش و آگاهی هایم می گوید ، آقای بخشی عشق وافری به لر پژوهی -  بویژه لرستان شناسی – دارد . بنابر آنچه که بیشتر کارهای ایشان دیده ام . می توان ایشان را یکی از فعال ترین پژوهندگان حوزه ادبیات بومی لرستان دانست که نخواسته است بی اعتنا از کنار آنها بگذرد .

مجلد حاضر - هرچند که همچون هر کار دیگری عاری و بدور از نقصهایی نمی باشد اما - بابی نو را بر روی مشتاقان ادب لرستان گشوده است . قضاوت در مورد این کتاب کار دشواری است .زیرا نگارنده آن " بدلیل جلوگیری از حجیم شدن کتاب و کاهش هزینه فقط لغات "  های ، را فهرست وار و بدون هر گونه توضیح و تفسیر و حلاجی در پی هم نوشته اند . البته شاید نگارنده " لدی الضروره خصوصا جوانان اهل علم و دانش پژوه بیشتر در جهت ریشه یابی و تطابق تاریخی آن " (صفحه ی 8 همین کتاب ) دست به چنین کاری زده است . با اینهمه می دانیم و بسیار نیکوتر است که مسایل پژوهشی با صرف وقت و هزینه و دقت بیشتر و بدور از هرگونه شتابزدگی و مصلحت اندیشی گرد آوری و نشر شوند . متاسفانه این شتابزدگی به وضوح و روشنی  - بخصوص در جمله بندیها - در سرتاسر این کتاب به چشم می خورد ف و نمونه های آن بسیار است .

نگارنده این کتاب را با مقدمه ی سه صفحه ای در چگونگی نوشته شدن آن آغازییده ، و پس از آنکه در دیباچه ای دو صفحه ی گویا به " گویش لری " می پردازد ، در یک صفحه و تحت عنوان "احساس خطر"  به بیان دغدغه های فرهنگی اش و لزوم ضرورت توجه و جمع آوری و حفظ و حراست از" از لهجه های محلی و قومی و خصوصا لهجه و گویش های بنیادی در معرض تهدید اختلاط ، استحاله و محاق " که " نمادهویت بنیادی ما هستند " (صفحه ی 11 همین کتاب ) می پردازد . بعد از این در دو صفحه تحت عنوان "زبان لری" به بررسی دسته بندیهای زبان لری از "نظر زبان و لهجه" ( همان ) می پردازد . در پی اینها بخشی بی عنوان که گویا همان فهرست مختصر شده ی لغات مورد نظر نگارنده و هسته و بخش اصلی و هدف تالیف کتاب می باشد ، و بیشترین وقت نگارنده را به خود تخصیص داده ، در بیست و دو صفحه آمده است . به نظر می رسد که بخش پایانی فصل نخست کتاب ذیل عنوان " توضیحات " در دو صفحه و به مدد جدولی مشتمل بر 45 واژه لری و تطبق آنها با معادلهای " زبان فارسی خالص "( به کار رفته در شاهنامه ) هریک سعی در بیان برخی قوانین " تغییر اعراب " ، "حذف" و "مخفف " سازی و ... مابین معادلها دارد . فصل دوم کتاب تنها یک بخش را در بر می گیرد . در بخش "اسامی افراد موجود در شاهنامه فردوسی " پس از توضیحی یک صفحه ای درباره ی دلیل رواج ، و رایجترین نامهای شاهنامه ای در میان عشایر و علت جمع آوری این نامها در بخش جاری فهرستی از 184 نام ( دخترانه و پسرانه ی ) شاهنامه ای در سه صفحه ارایه شده . در پایان کتاب نیز ، نام تنها منبع مورد استفاده این کتاب ذیل عنوان " منابع " قید گردیده است .

این کمینه ، ضمن احترامی که برای عشق آقای خدا بخشی به فرهنگ لری و سپاس و قدر دانی فراوانی که از تلاش ایشان در حفظ و گسترش آن دارم . اما نکاتی در این کتاب ایشان دیدم که بنابر فرموده ی خود ایشان که فرموده اند " نقد منصفانه و منطقی شما مکمل کارهای آتی من " می باشد . بدور از ارادتمندی دیدم که آنها را بیان نکنم .

اشتباه تایپی یکی از رایج ترین مواردی است که در همه ی متنها وجود دارد ، و هرچه قدر که متنها طولانی تر می شوند این اشتباهات فزونتر می گردند . البته متنی ارجمندتر است که توجه و دقت نگارنده و ویراستار و ... اش را با هرچه اندک تر شدن اینگ.نه از اشتباه نشان دهد . و البته دوری از اینسان اشتباهات برای متنهای مختصرتر ، بیشتر متصوراست . متاسفانه این مورد در کتاب بیداد می کند . یه نمونه آن نام نگارنده است که در روی جلد " مهندس حاج رضا خدا بخشی " و در صفحات سوم و چهارم آن ، " به قلم مهندس حاجی رضا خدابخشی" و در صفحه هشتم در پایان مقدمه " حاجی رضا خدا بخشی " آمده است . اینکه آیا مصلحت و اغماضی در کار بوده و یا سهوی و بی دقتی رخ داده است را ، الله اعلم .

 گذشته از اندیشه ی نه چندان دور از ذهن و تکراری ی ، تشابه برخی واژگان معمول امروز لری با واژگانی که در شاهنامه به کار برده شده اند ، خواننده ، پس از مطالعه این کتاب ، در هیچ یک از بخشها ، با هیچ گونه داده یا نظریه ی نوینی روبرو نمی شود . و همانگونه که پیشتر نیز گفته شد آنچه که خواننده در صفحات گنجانیده شده در میان دو جلد می بیند ، تا می بیند فهرستی آشفته و با تعجیل ، سر هم بندی شده از کلمات است و بس . این نقیصه این فکر را در ذهن متبادر می کند ، که شاید این کتاب ماحصل اندیشه ی است ، که تنها به انجام دادن کاری – در هر سطحی از کیفیت اما در کمیتی مشخص – می نگرد .

مورد دیگری که می توان به وضوح آنرا در این کتاب مشاهده کرد ، و بسیار هم مهم است ، عدم شناخت درست و علمی ی نگارنده از تعریف زبان و گویش و لهجه و کلا مباحث زبانشناسی و زبانشناختی است . وی حتی تفاوت زبان ، گویش و لهجه را نمی داند . تاریخ و سرگذشت و ساختار آوایی و ... زبان فارسی را –  که مدعیست " اغلب زبان شناسان از این گویش و لهجه [ زبان لری ] با نام فارسی شکسته یاد می کنند "  ( ص 9 ) -  نمی داند . از فتوای کتاب می توان به روشنی دریافت که حتی از زبان مادری خود -  لری -  هم اگاهی چندانی ندارد ، یا اگر دارد از حد حفظ کردن واژگان فراتر نمی رود . وی یک جا از زبان لری با نام گویش (ص 9 و 10 و... ) و جایی دیگر با نام لهجه ( ص9 و 12 و ...) و جایی هم با نام زبان(ص 12)  یاد می کند . ای کاش ابتداء نگارنده ، دست کم ، در ذهن خود تکلیف زبان ، گویش و یا لهجه بودن لری را مشخص می نمود و در طول کتاب از آن با یکی از این نامها یاد می کرد . ای کاش نگارنده می دانست که لری به دلایل کاملا علمی ( مانند تفهیم و تفاهم ) و به گفته زبانشناسانی همچون ارانسکی ، آنوبی ، امان و لویمر و ...  یک زبان است و برای زبان بودن نیازی به داشتن خط و کتابت و یا حمایت یک قدرت سیاسی و اقتصادی و نظامی نیست . ای کاش نگارنده می دانست که " لری عموما از گروه زبانهای ایرانی جنوب غربی " (ص 9 ) نبوده بلکه همواره در این گروه زبانی جای دارد و بعد از زبان فارسی مهمترین زبان این گروه است . ای کاش می دانست ، با آنکه لری و فارسی در یک گروه اند و طبعا خاصیتهای مشترکی نیز دارند اما ، ساختار واژه ، نظام هجایی و آوایی و ساختار و ... زبان لری بسیار با ساختار واژه ، نظام هجایی و آوایی و ساختار و ... زبان فارسی تفاوت دارد . برای نمونه ای کوچک جدول زیر را ببینید .

مقایسه ی نظام هجایی زبانهای لری و فارسی

ردیف

زبان لری

زبان فارسی

نظام هجایی

نمونه

نظام هجایی

نمونه

1

CV

با

CV

با

2

CVV

بوه (پدر)

---

---

3

CVC

دار (درخت)

CVC

بال

4

---

---

CVCC

گفت

 

صامت = C

 مصوت V =

ای کاش نگارنده می دانست که فارسی امروزی ، فارسی دری ، فارسی میانه ، فارسی باستان و .... با هم تفاوت دارند . و البته ممکن است زبان لری و زبان فارسی ، ضمن حفظ شخصیت و هویت مستقل خود ، دختران یکی از این زبانها باشند . ای کاش نگارنده می دانست ، شاهنامه " سند معتبر لسانی " ی زبان فارسی است ، و زبان لری یا هر زبان - ایرانی ی - دیگری برای یافتن "هویت و اعتبار " و نشان دادن "قدمت " خود نیازی به داشتن " ریشۀ عمیق در شاهنامه " ندارد (ص 13) . از سویی دیگر هیچ مدرکی از زبان لری ، هم دوره با شاهنامه وجود ندارد که بتوان آنها را با هم سنجید . البته منکر ارزش تطبیقی ی شاهنامه در پژوهشهای زبانشناسی ، آنگونه که برای زبانهای هندی و یا زبان ارمنی و ... وجود دارد ، نمی شوم . ای کاش نگارنده می دانست که زبان لری هم مانند هر زبانی برای خودش لهجه ها و گویشهای دارد . اما زبان زیبای لکی با آنکه زبان ارتباطی ی خیل عظیمی از لرهاست ، ولی گویش و یا لهجه ای از زبان لری و یا هر زبان دیگری نبوده و نیست . بلکه خود زبانی مستقل است . اما اذعان دارم که "متاسفانه مانند سایر خصایص و زیبایی های انسانی و طبیعی لرستان برای کشور ناشناخته اند " . در این بخش جدولی تطبیقی نیز ارایه شده ، که باز هم همچون دیگر موارد بدون دقت و شاید از روی حدس و گمان واژگانی دران گمارده شده است . تا شاید مطلبی را اثبات نماید . ( مانند : می خواهد ، مئ حا ، مُخا (به اشتباه مِخا) ، ایخا : ص14 ) .

مورد دیگری که شایان ذکر است بخش اصلی و حجیم ترین بخش کتاب است . در این بخش که به ترتیب حروف الفبای فارسی چیده و بخش بندی شده است ، در ذیل هر یک از حروف فارسی پس از درج یک یا چند بیت از ابیات شاهنامه – که گویا تنها به دلیل وجود کلمه ی ذیل آن آورده شده – چند کلمه بدون هیچ توضیحی در چند ستون ارایه گردیده است . و تنها وجه اشتراک انها حرف آغازین آنهاست که با حرف مشخص کننده گروه یکسان است . البته ب راین زیاد خرده ای نیست ، بلکه خرده بر واژه یا واژگانی است ، که یا بصورت بدون مرجع آمده اند ( مانند : پا در ص19) و یا آنها که بصورت منفرد و با مختصر توضیحی در مقابلشان در زیر یک بیت آمده اند . چه آنچنان که می باید این واژگان لری هستند و به همان نحو هم در شاهنامه استفاده شده اند و یا برعکس . ایراد این مورد در اینجاست که اکثر قریب به اتفاق کلمات انتخاب شده فارسی هستند . و تلفظشان با تلفظ کلمه معادل آنها در زبان  لری بسیار متفاوت است . برای نمونه جدول زیر را بنگرید .

ردیف

زبان لری

 ( لهجه خرم آبادی )

زبان فارسی (معیار )

واژه جمله توضیحی مقابل آن در کتاب

1

bar

bahr

bahr

سهم

2

tofes

betofid

betofid

بغرید

3

ehvo

eyvan

eyvan

طاق منتهی به حیاط در معماری سنتی ایران

و نیز کلماتی که سعی شده تا برای آنها در زبان لری معنی تراشی شود . ( مانند : ساقی ص 27 ، که اصلا واژه ای است ، از زبان عربی و نه واژه ای از  " اصیل فارسی " ) . و بسیار چیزهای از این دست .

در بخش دو صفحه ای "توضیحات" ، آن دلایل و قواعدی که برای ، به هر نحوی ، یکسان نشان دادن واژگان امروزی و زنده زبان لری با معادلهایشان در شاهنامه ساخته شده اند ، و آن کلماتی که تنها برای پر کردن جدول انتخاب شده اند ، مجموعا وضع بسیار اسف باری را به بار آورده اند ، که این مقال را مجال بررسی آنها نیست . اما ذکر این نکته که متاسفانه آقای خدابخشی ، بازهم تحت تاثیرهمان تفکر ( " اغلب زبان شناسان از این گویش و لهجه [ زبان لری ] با نام فارسی شکسته یاد می کنند "  ( ص 9 ) ) گمان کرده اند که اصل کلماتی که در زبان لری استفاده می شوند ، از زبان فارسی بوده و تنها شکسته شده اند . به بیان دیگر مبدا و منبع بسیاری از واژگان زبان لری از زبان فارسی می داند . با آنکه منکر نفوذ و هجمه ی بسیار زیاد واژگان از زبانهای دیگر بویژه زبان فارسی ( آنهم به دلیل داشتن و راسانه های بسیار و سیاستهای زبانی ) به زبان لری نیستم ، اما این پندار بسیار نادرست که واژگان لری را شکسته واژگان فارسی بدانیم .

با آنکه گفتنیها در باب زبان لری و این کتاب بسیار است . اما خلاصه آنکه :

بسیار بهتر است که یا کاری انجام نشود و یا چنانچه انجام می شود با بالاترین دقت و آن هم توسط اهل اش انجام شود . چه به قول شاعر " نه هر که سر تراشید قلندری داند " .

هریک از نقایص و اشتباهات برشمرده فوق ، چه از روی مصلحت و چه از روی سهو ، و به هر دلیلی که باشد ، ضایع کننده ی یک اثر پژوهشی و نازل ارزش آن می باشند . و ارایه یک پژوهش با کیفیت حتی متوسط و پایین تر ، چیزی جز پایین ، کم و اندک دانستن دانش و درک خواننده ، توسط نگارنده ، نیست . و این یعنی توهین به شعور خواننده .

به هر روی ، و بدور از هر گونه رو دربایستی و تعارفهای کلیشه ای ، فرهنگ و زبان و تاریخ و ... هر گروه و قوم و ملیت و امتی بسیار ارزشمند تر از آن است که با دوستیهای نا آگاهانه به سخره و استیضاح گرفته شود و بر زمین کوبیده شود .

"عیب می جمله بگفتی حسن اش نیز بگوی "

 با همه ی آنچه که گفته شد ، این کتاب عاری از محاسن نیست ، چه به هر روی برای آن زحمتی خرج شده و هزینه ای صرف گردیده ، و هر چه که چنین باشد ارزشی دارد ، که همه آنها به جای خود ستودنی و قابل احترام تشکر است . با امید آنکه هرچه بیشتر از پیش ، شاهد دقت نظر بیشتر همه ی هم تباران لر در تهیه و انتشار پژوهشهاشان باشیم .

خورموه = خرم آباد : http://khormoa.persianblog.ir/ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط احد رستگار فرد (س . آ )  | 

فرهنگ - امروز در و دیوار و شهر خرم آباد و فردا ديگر هيچ ... ساعت 1:37 - شنبه، 9 تير، 1386

 فرهنگ - امروز در و دیوار و شهر خرم آباد و فردا ديگر هيچ ...

ساعت 1:37 - شنبه، 9 تير، 1386

نويسنده: همشهري

جمعه، 8 تير 1386، ساعت 20:13

امروز در اخبار لرستان شنيدم كه قرار است براي حل مشكل ترافيك سبزه ميدان خرم آباد و سه ميدان ديگر(تختي،اسدآبادي و ناصرخسرو) را به تقاطع تبديل كنند! آيا راه ديگري براي حل اين مشكل وجود نداشت كه تنها ميدان قديمي شهر را نابود نكنند.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نمی دانم تا چه حد صحت دارد .

 اما متاسفم شدم از شنیدنش و سوگوار خواهم شد از رخدادش

همچنان که حسرت پا پله  خورموه در دلم ماندگار شد .

خب از خرم آباد قدیم نباید چیزی بماند . چون آقایان از آن خاطره ای ندارند یا اگر دارند خاطرات تلخ سیگار فروشی و فله گی و ... است .

به قول شاعر :

خ..ر چه داند قیمت نقل و نبات

خورموه : www.khormoa.persianblog.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 2:38 بعد از ظهر  توسط احد رستگار فرد (س . آ )  | 

لر پژوهی عشق - نام جويی يا ... ؟

بلندت می کند دشمن دانا

بر زمین ات کوبد نادانه دوست

 

مقدمه

با آنکه معمولا منابع اطلاعاتی گستره ی وسیعی از مقولات میدانی ، مشاهداتی ، شفاهی ، کتبی و .. را در بر می گیرند ، اما عمدتا هر پژوهشی  بنابر زمینه ، ماهیت و هدف اش نیاز به گونه های مشخص و محدودی از منابع دارد . برای نمونه در تحقیقات زبانشناسی تمام منابع را می توان به دو بخش میدانی و کتابخانه ای محدود کرد ،  و یا برای  پژوهشی در زمینه تاریخ ادبیات ، تنها منابع مکتوب مورد توجه است .

بدیهی است ، به همان اندازه که فراوانی منابع معتبر ، موثق و بعضا دست اول ، در هرچه پر بار کردن دست آورد پژوهش تاثیر مثبت به جای می گذارد ، به همان اندازه نیز کمبود منابع یکی از موانع ای است ، که هماره پیش روی پژوهندگان بوده و هست .

 

با این همه نباید فراموش کرد که آگاهی و دانش و احاطه پژوهنده بر موضوع تحقیق نقشی بسا مهم تر از منابع دارد . چه ، پژوهنده ی آگاه و مسلط بر موضوع ، بهتر و با وسواس بیشتر به تشخیص سره و ناسره ی منابع و برگزینش و پذیرفتن داده های ارایه شده توسط آنها می پردازد ، و به اصطلاح دوغ را از دوشاب تشخیص می دهد . فلذا با عنایت به داشتن سنگ محکی برای سنگیدن ، در انبوه منابع جعلی و ... کمتر دچار سردرگمی  می گردد ، و راحتتر می تواند از لغزشها و دوگانگی های احتمالی – که بر اثر پذیرفتن هر منبع و تکیه بر هر داده ای به وجود می آید -  در امان باشد . بنابراین بهتر می تواند به نتیجه ای درست و علمی برسد .

 البته ، علاوه بر آنچه که گفته شد ، نباید فراموش کرد که - در همه ی مراحل تحقیق در انتخاب منابع گرفته تا جمع بندی و ارایه ی نتیجه ی نهایی - بزرگترین خطرهای پیش روی پژوهش ، از یک سو تعصب و خشک اندیشی و جمود فکری و خودخواهی و وابستگیهای فکری و از دیگر سو سهل انگاری و تساهل فکری پژوهنده می باشند . آنچنان که گاه تعصب یک پژوهنده آگاه را به ورطه ی داستان سازی و توجیه سازی و تحریف حقایق و تایید و گزینش برخی منابع غیر موثق ، و رد و تکفیر برخی منابع موثق می کشاند .

 بنابراین در یک پژوهش ، دسترسی به منابع اطلاعاتی ، آگاهی و آشنایی لازم با موضوع پژوهش و حفظ بی طرفی ، سه اصل مهم برای رسیدن به نتیجه ای درست و علمی می باشد ، و نبود هر یک از آنها می تواند نتیجه را خدشه دار و وارونه نمایید . البته کمبود منابع اطلاعاتی برای یک پژوهنده آگاه و مستقل ، شاید بتواند روند پژوهش را اندکی کُند و یا نهایتا ناقص بنماید . اما نبود آشنایی و آگاهی لازم و یا عدم استقلال فکری منجر به وارونه شدن نتیجه تحقیق و نشر اکاذیب بی پایه و اساس و گمراهی دیگران می گردد .

 بنا بر آنچه گفته شد بیراه نیست ، چنانچه بگوییم ، که یک پژوهنده بایستی در یافتن مدارک موثق و معتبر وسواس ، پشتکار و دقت نظر یک کارآگاه زبده و در نتیجه گیری ، دانش یک هیات منصفه عادل و آگاه و ورزیده ، و در صدور رای نهایی قاطعیت یک قاضی با وجدان و بی طرف را داشته باشد .

خورموه : www.khormoa.persianblog.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط احد رستگار فرد (س . آ )  |